loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 147
سه شنبه 13 مرداد 1399 زمان : 23:36

از تو خواهم‌‌‌ای پسر گویم تو را

پند‌هایم چون چراغی رهنما

مثل من باید بباشی‌‌‌ای پسر

تا بفهمی‌غصّه‌ها دارم به سر

گر دلم گاهی به دنبالت روان

با تو همراهی به هر جا ناگران

بارها پندت شنیدم‌‌‌ای پدر

گر درشتی خسته جان را لا ثمر

مثل کودک پند گفتی گر مرا

گر شنیدم پند را مفهوم لا

خسته جان می‌شد پدر گر دل شکن

آه سردی می‌کشیدش لا چو من

گاه سر را گر تکان می‌داد همان

با سکوتی کظم غیظی داشت‌هان

گر سکوتی با نگاهی خیره ای

مضطرب احوال دور از خنده ای

گر چه خوشحال از چنین فتحی بزرگ

می‌زدم از خانه بیرون همچو گرگ

لا فراموشی مرا آن روز‌هان

آن نگاهی را صمیمی‌مهربان

دیر فهمیدم چو بشنیدم پدر

روی تختی خواب از دنیا گذر

آخرین دم لحظه از عمرش مرا

پند را گفت گر چه تکراری دلا

پند را گفتش ببستش چشم را

گر عیانی مرگ را جانب فنا

خوب فهمیدم زمانی فهم‌هان

ماجرا را با گذر ایام همان

چون چراغی رهنما هر چند پند

پندها گفتم رها از هر چه بند

ولی اله بایبوردی

هنوز ترا دارم
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :