loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 108
يکشنبه 25 مرداد 1399 زمان : 4:36

کوچه بن بست

کودک پیری که در انگشت خود سیگار داشت
با ظهور گریه اش بس ناله‌های زار داشت

مادری ، پیری ، ضعیفی اندرون خانه بود
وی که چشمی‌دائما در پشت هر دیوار داشت

گم شدم در کوچه‌های سرد بی پایان او
کوچه‌ی بن بست آنجا لابه از آوار داشت

در ته آن کوچه مردی خفته از بیدادها
شکوه از دل دارد او چون سینه‌ی اسرار داشت

یارب این زخمی‌که بر دل اوفتادست کو دوا
من که کامم بسته است دل واژه‌ی اقرار داشت

می‌کشم بر صورتم تا باز بینم روی خویش
روح ما را جان جانان عقده‌ها از یار داشت

یار را گفتیم و شد در سینه اندوهی عمیق
از کجا این درد بی پایان به نا کس کار داشت

باقر رمزی باصر


برچسب‌ها: باقر رمزی باصر

. خدایا مهربانی هیچ یادت هست ؟
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :