loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 121
دوشنبه 26 مرداد 1399 زمان : 3:36

شرابی کآن گل خوش رنگ و بو ریخت

مرا شهد محبت در گلو ریخت

نمی‌خوردم من از دست کسی می‌

ولی این دفعه مجبورم که او ریخت

مرا از عاشقی ترسانده بودند

چو عشق آموختم ترسم فرو ریخت

جهان آرزو بر کام او باد

که در کامم شراب آرزو ریخت

خدایا ساقی و مطرب نگهدار

که این الحق نکو زد آن نکو ریخت

که این قول و غزل بی گفتگو خواند

که آن جام و سبو بی گفتگو ریخت

دریغ از آن که جام از دوست بگرفت

ولی پیمانه بر کام عدو ریخت

سر شب کاخ ظالم بر فلک بود

سحر از خشم مظلومان فرو ریخت

سر خسرو فدای پای رندی

که خون خود به پای آبرو ریخت

اشعار(طریقت)دوبیتی
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :