loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 86
دوشنبه 2 شهريور 1399 زمان : 19:36

بارها

برفرش نمناک خیال

به دوران نوجوانی ام

می‌روم

آنجا که

شبها صدای نوحه

می‌آید و صدای

نالهء مداح

و مرا

به راهی می‌برد

سرتاسر خزان

پر از خیمه‌های سوخته

شمشیرهای افتاده

نیزه‌های شکسته

علمهای بی علمدار

اسبهایی مرده

خاطراتی غریب

و گاه

نیزه‌های خون آلود

که نشان دارد از

سرهای به نیزه

می‌گریزم از رویا

از اسارتی غریب

و غریبی اسیر

در آن می‌بینم

شیرزنی آشنا

که می‌گوید از غریبی

در میان دوستان

و من

می‌روم

غروبها در هیئت

نوجوانی بودم

پای مجلس ثارالله

غرق غم

غرق ماتم

گریه‌های آنچنانی

ناله‌هایی که نمی‌دانی

ضجه‌های مادران شهید

صدای سازهای کهنه و جدید

همه در هم شده است

از رویاهایم می‌گریزم

می‌روم بر مزار شهدا

و می‌گویم

شما رفته اید

ای گلهای سرخ

ای سرخ جامگان عشق

شما رفته اید

حسین رفته است

عباس رفته است

اکبرها ، اصغرها

حبیبها رفته اند

گلها رفته اند و

گلهایی مانده اند

شما رفته اید و

ستاره‌ها بی بهانه چشمک می‌زنند

شاخه‌ها به

کوچکترین بهانه

می‌رقصند

شما رفته اید و

کسی نمی‌داند

خوشحال است

ابرها دیگر

باران زلال

نمی‌بارند

شما رفته اید و

اشک سنگها

خشکیده است

شما رفته اید و

همه گیجند و

فقط

محرمها

و رمضانها

مرمان مومنند

نمی‌دانم

شاید من هم

مثل همه

گیج شده ام

گیج گیج

حجت بقایی

( یک نوشته قدیمی‌تقدیم به اساتیدم در انجمن )

می گویم یا حسین (ع)
برچسب ها
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :