loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 172
چهارشنبه 25 شهريور 1399 زمان : 22:36

« عهد الست »

آنها كه دل و ديده ، بـر اين خاك نـبستند

امـروز مـرا ديـدن و آن عهـد بـبستند

از روز ازل ، صحبـت عهـدش بـشنيدن

تا روز ابد ، پيـرو آن عهد الستـند

نيرنگ جهـان ، كـي بـتواند بـفريبد

آنها كه به توحيد عمل ، معتقد هستند

الحق1 بتوان گفت: كه صاحب نظر هستند

آنها كه اميد خود از اين خاك نـجُستند

مرغـي كه زنـد شهپـر2 پـرواز سعادت

همّت كند و پَـر زنـد ، از دام بِـرستند

هر كس كمر همّت خود ، بهـر جهان بست

واضح بُوَد از همّت مردان ، كم هستند

آنها كه ديانت بـكنند ، مصرف اين خاك

يك عمر به اميد همان لطف تو هستند

هـر كس بـشناسد ، اثـر خاك زمين را

بشناخت كه بر خاك زمين ، رهگذر هستند

عهديست بشر را چه ازاين خاك و چه آن خاك

خود بشكنن آنها كه همان عهد شكستند

هـر كس بـشناسد اثـر صحبت حق را

بشناخت كه بر حق بُده ، آن عهد كه بستند

دل بسته ي آن صحبت و آن عهد الستـند3

بيهوده نـبودس ، ره توحيد بِـجُستند

نَبْود بشر آنها ، كه همان عهد شكستند

هر عهد امانت ، كه در اين خاك بـبستند

اين درس جهانـي ، كه به دست بشـر آمد

از درس ديانـت ، بچه هـا دست بـشُستند

آنها كه كنند صحبت دين و عملـش نيست

ديندار نـباشند ، زِ بـي دين بَـتر4 هستند

هر كس اثـر درس و سوادي به خودش ديد

بـر نيّت صيـدي ، به كمينگاه نـشستند

بر عكس نصيحت ، همه با كذب و تقلّب

بـر راستـي و صلح و صفـا ، راه بـبستند

سودي نـدهد ، صحبت بيهوده ي مردم

تا راه رَوَي ، در ره توحيد نـجُستند

پيغمبر مرسل (ص) زحماتـش همه اين بود

تا خلقِ خـدا ، بلكه خـدا را بـپرستند

هـر كس كه زِ افعال بشـر يك اثـري ديد

آن فعل بشـر ، در اثـر روح بـجستند

آخـر بشـرا ، فطرت خود نيك نظر كن

جسمي بُوَد و روح ،كه اينجا دو تا هستند

دانا بـشناسـد اثـر نيك و بـدِ حـرف

نادان نـشناسد و نـپُرسد كه مَـستند

دين را بـشناسد نظر هـر كه بلند است

آنها نـشناسند كه كوته نظـر هستند

آنان كه به تزويـر و دغل5 در بـگشودند

بـر اهل جهان ، راه درِ فتح بـبستند

مردان كه دل و ديده ، زِ تزوير6 بـبستند

با چشم خِرد بين ، كه چه نيكو سرشتند

مردم كه به همنوع خود از كينه در آيند

بـي مِهـر و وفا باشن و ديوانه و پَـستند

مردان كه رعايت نـكنند نظم عمومـي

حيوان صفتـي دارن و قانون شكن هستند

مردان كه نـدانند اثـر غيـرت و وجدان

چون مرد نباشند ، به يقين همچو زن هستند

هـر پادشهـي ، نيك نظـر كرد به تاريخ

محمود بود ، غزنويان بت شكن هستند

تاريخ حكايت كند از ديـن و ديانـت

بـر دين گرويدنـد و سـرِ كفـر شكستند

شاهـي كه رعايـت كنـد آسايـش ملت

آن شاهـس و ملت به يكي رهگذر هستند

ملت كه رعايت بـكنند ، امـر شهـي را

در مملكت خود ، چو يكي گنجِ زر هستند

از سـود جهان ، لـذت و سهمـي نـدهندش

آنها كه بـر اميد تو ، بـر در بـنشتند

گفتن به حسن ،صحبت خود بهر خودت گو

تنظيم نـكردند و به كارش كه نـبستند

٭٭٭

1- براستي 2- شاه پَر 3- عهدي كه خدا در عالم ذر از تمام موجودات گرفت 4- بدتر 5- حيله و ناراستي 6- مكر و فريب

حسن مصطفایی دهنوی


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، قصیده

چون تو را می‌نگرم
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :