loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 88
جمعه 29 آبان 1399 زمان : 23:37

نقاب سیاه

بوی عتاب می‌رسد ز نفیر آفِتاب
گویا دلی ست که دمادم شود کباب

ساحل ز رعشه موجِ سرکش یَم خرابِ خراب
گل ز درد و فراق یار می‌شود گلاب ناب

ای دشت بی بر و وی دمن از من مجوی مهر
کین مزبله دارد هزار پیر و شباب

من آن غلام چیره دست سبو خانه ام کنون
ای داد که ساقی محفل به من نداده شراب

برکش ز روی خویش مقنعه‌ی سیاه ریا
زیرا که عقل داند که به رویت بود نقاب

باز آ که بالِ بازِ منِ غمگین شکسته است
دیریست که می‌کِشد به رُخم ناخنِ عقاب

ذلت مجوی در ره فقر و گدایی ات
چون می‌کشم من محزون صدها هزار عذاب

دلخوش مباش‌‌‌ای گل تازه روی من
که باغبانِ گل می‌دهد به تو آب و تو بو گلاب

گر نقش خاطره‌‌‌ای گذر کند از درون ما
فریاد دادرسی ام می‌جهد از میان قاب

آن دادرسی که داده به من وعده ثواب
دارد حساب کار و گشاید ره صواب

باقر رمزی باصر


برچسب‌ها: باقر رمزی باصر

واتساب یا واتساپ برای اندروید ویندوز و....
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :