loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 559
جمعه 25 ارديبهشت 1399 زمان : 3:36

« فضائل علي(ع) »

وظيفه ي تو اي بشـر ، نمـاز با وقـار شد

نزول آن در آن حجاز ، زِ امر كردگار شد

كتاب امر حق ببين،زِ خواهش محمد(ص) است

زِ همت محمدس(ص)، درست و استوار شد

پيمبري در آن زمان ، به امر حق ، بـشد عيان

كه نام ختم المرسلين ، به نامش انتشار شد

پيمبر خداي ما ، مسائل جهان بگفت:

پيمبري چو ختم شد، جهان بر اين قرار شد

طريق وحي از خدا ، چو بر پيمبرش رسيد

براي جهل بولهب ، چه سخت و ناگوار شد

تمام همرهانشان ، چو ديدن آن كتاب حق

به ضد كارشان بُوَد ، اگر كه اين به كار شد

پيمبر جهانيـان ، طريق راه حق نـمود

عدوي آن به راه دين ، شرور و كينه دار شد

علي(ع) پسر عموي آن، به جنگ بر عدوي آن

به هرچه در توان بُدش،برآن عمو چو يار شد

بساط ظلم بولهب ،اگر چه بر علي(ع) رسيد

ولي به مدت زمان ، چو گرد روزگار شد

ببين تو فيض ايزدي،هر آنكه ظلم را كشيد

به صمع اهل معرفت ، بلند افتخار شد

به هر زمان و هر مكان و هر تصادفي كه شد

علي(ع) بر آن عموي خود ، محل اعتبار شد

علي(ع) كه امر و نهي حق،هميشه راند بر زبان

زبان آن به امر حق ، درست رهسپار شد

به روز جنگ در اُحد ،سپاه دين شكست خورد

علي(ع) به پاس دين حق ،به مثل پاسدار شد

عجب دلاوري بُدس، علي(ع) به جنگ شاميان

به جنگ بدر شاميان ،مظفرين شعار شد

شكوه خيبري شكست،چو آن علي به عزم جنگ

به عزم جنگ خيبري،به اسب خود سوار شد

ديار يابس[1] آن زمان شكست خورد،چون علي(ع)

به امر ختم المرسلين ، به جنگ آن ديار شد

بدست تيغ آن علي(ع) ،به روز جنگ مشركين

تبارك اللهي عطا ، بدست ذوالفقار شد

رواج دين احمدي،زِ دست وتيغ آن علي(ع) است

علي(ع) ولي حق بُوَد ،چنان كه آشكار شد

به پاس دين احمدي،علي(ع) چنان كمر بـبست

كه تلخ كام دشمنان ، به مثل زهر مار شد

بناي معرفت علي(ع) ، نهاد آن شبي كه ديد

هجوم دشمنان ، سوي محمد(ص) كبار2 شد

شبي كه خيل گمرهان،به قتل احمد(ص) آمدن

علي(ع) به پاسداري اش، ستود3 و پايدار شد

پيمبرش برون برفت ، از آن هجوم گمرهان

به جاي ختم مرسلان،علي(ع) بر آن وثار4 شد

علي(ع) به جاي آن بماند ،پيمبرش زِ مكه رفت

زِ مكه تا برون برفت، روان به سوي غار5 شد

زِ غار چون روانه شد ، روانه ي مدينه شد

چو وارد مدينه شد ، به شهر شهريار شد

مقامي از علي(ع) بـبين ، به روز حجة الوداع6

كه آيه از خدا رسيد ، مقامش آشكار شد

به جُحفه7 وغدير خم،علي(ع) ولي شد از رسول

ولايتش بر آن رسول،درست و خوشگوار شد

غديرخم چه روزي است،كه عيد مسلمين بُوَد

غدير خـم امام مـا ، ولـي كردگار شد

كسي كه دين سرمدي،زِ جان و دل كند قبول

به دين سرمدي همان ، قبول اعتبار شد

صفات نيك آن علي(ع) كسي نمي توان شمرد

زِ بسكه بي حد است ،مرا فزونتر از شمار شد

صفات نيكي علي(ع) ، چو آب زندگاني است

چو آب چشمه ي زلال ، برون زِ كوهسار شد

به پاي صحبت علي(ع) هرآنكه گوش هوش داد

زآن حجت بارقه اش ، هميشه هوشيار شد

طريق حقِ آن علي(ع) ،چنان كه غصب كردند

طريق جهل و شيطنت ، براي ما قطار شد

پيمبر(ص)از جهان برفت،دوباره جهل شد شعار

دوباره جهل بولهب ،به رسم خود سوار شد

نصيحت محمدي(ص) ، به مردمان اثر نكرد

طريق جهل و خودسري ،دوباره استوار شد

دري زِ حيله و دغل، بشد به روبهان[2] چو باز

جفا و جور بي حدي ، به شير كردگار شد

امان و صد فغان از آن ،كه رهبري چنان چرا

اسير قوم كينه جو و خلق بد شعار شد

همين زمان همان بُوَد ، زِ اوج فكر مردمي

تجاوزي چنان غلط ، زِ خلق كج مدار شد

هميشه خلق كينه جو ،طريق حق نمي خرند

طريق خلق كينه جو ، به اهل حق شرار شد

كمال معرفت بـبين ، علي(ع) ولي حق بُوَد

هر آنكه شد ولي حق ، همان بزرگوار شد

هر آن دلي نمي توان ، به مهر آن علي(ع) رسد

دلي كه بي شعور شد ،زِ مهر آن كنار شد

هر آن دلي كه با علي(ع) طريق كينه پيش كرد

همان دلي خطا كه رفت،به قبح2حق دچار شد

غبار غم نمي توان ، محبت از دلم بَرَد

محبتي كز آن علي(ع) بر اين دل استوار شد

محبت علي(ع) ، پسر به هـر دلي نـمي رسد

به هر دلي كه با علي(ع)، لجوج وكينه دار شد

طريقه ي علي(ع) بـبين ، به كشتزار اين جهان

به هر كجا عمل كنند، چو باغ و لاله زار شد

چمن سراي دين ما كه سبز وخرم ازعلي(ع) است

علي(ع) در اين چمن سرا ، به مثل آبيار شد

من اين مَثَل كه مي زنم، درخت طيبس علي(ع)

كمال و فضل و دانشش ،درخت ميوه دار شد

علي(ع)چوكنز3 مخفيـَس،به علم حق چه آشناس

هر آنكه علم آن شناخت ، برايش افتخار شد

پيمبـر(ص) جهانيـان ، كليد گنج معنـوي

سپرده است بر علي(ع)،علي(ع) خزانه دار شد

فضائل علي(ع) كجا ،كسي توان تمام گفت :

چنانكه من بگفته ام ، يكي زِ صد هزار شد

علي(ع) ولي حق بُوَد، به فعلش آشنا منم

كه فعل حق نماي آن، به كام من شعار شد

سخن بگفتن از علي(ع)،به كام من چو معجزس

فتوح روح آن برم چو معجز آشكار شد

شهيد راه حق علي است،ولي چنان به چشم ما

جهان روشنـي سيـه[3]، به مثل شام تار شد

غبار غم دلم گرفت ، زِ تيغ ابن ملجم لعين

علي(ع) كه ضربه زآن بديد ،دلم كه بي قرار شد

طريق حق همين بُوَد ، به راه ميثمس رهش

به راه ميثم هر كه رفت ، چو ميثم تمار2 شد

تمايلات حق بـبين ، تكامل از بشر بـبين

كه ميثم از براي حق ،سرش به چوب دار شد

علي(ع) كه مرد جنگيـَس ،صفات زهد آن ببين

به نيمه شب نماز شب ،به روز روزه دار شد

مقام و منصب علي(ع)، يگانه شد به روزگار

به روزگار اين جهان ، يگانه آشكار شد

كسي غلامي علي(ع)، زِ جان و دل كند قبول

كه روشن از ازل دلش، زِ نور كردگار شد

غلام آن علي(ع) منم، اگر قبول آن شَوم

زبان من به مدح آن ، چنان گُل انار شد

به باد خرمن علي(ع)، هر آنكه بي عمل بـزد

نكو اگر عمل نكرد ،لجوج و بي وقار شد

فغان از آنكه در جهان ،طريق حق نمي شناخت

به مثل خر چريد و رفت ،فرو به مرغزار شد

به مرغزار اين جهان ، به چند روز اگر چريد

ولي توان بگويمش ، فـرو به قعـر نار شد

من آن علي(ع) نديده ام، صفات آن شنيده ام

كه از صفات نيك خود، زِ كار بد كنار شد

دقيقه اي نمي توان ،علي(ع) به كار بد شمرد

همين تكامل است از آن،كه كارش افتخار شد

طريق حق همين بُوَد ، برادرا تو بد مشو

هر آنكه بد شود همان، به نزد خلق خوار شد

برادرا تو تشنه اي ، بيـا به آب زندگي

به آب زندگي علي(ع)،چو خضر3 رهسپار شد

اگر كه ديگران زِ چرخ ،نكويي آرزو كنند

مـرا نكويـي از علي(ع) ، دوباره انتظار شد

اگر زِ چرخ كينه جو ،سرم چو خاك ره شود

ابد گمان نمي كنم ، كه من سرم فكار4 شد

اگر به عشق آن علي(ع)،سرم به آتشي بسوخت

دوباره سر بر آورم ،گر اين سرم بخار شد

به منزل امان نرفت ،هر آنكه ره غلط برفت

هر آنكه راه حق نرفت ، به ديو ره دچار شد

حسن زِ نقش عمر تو ، اگر به يادگار ماند

همين فضائل علي(ع) ،گر از تو يادگار شد

٭٭٭

1- بيابان خشك در مرز سوريه و اردن- محل خروج سفياني در آخرالزمان 2- بسيار بزرگ 3- ايستادن- مدح كردن 4- بستر 5- غار ثور 6- آخرين حج پيامبر(ص) 7- صحرايي به فاصله دو میل تا غدیر خم(4000 متر)

1- روباهان 2- زشتي 3- گنج

1- سياه 2- از اصحاب حضرت علي(ع) 3- پيغمبري كه آب حيات خورد و زنده است 4- آزرده

حسن مصطفایی دهنوی



موضوعات مرتبط: حماسی ، عارفانه ، مذهبی ، قصیده

این بازم قارچ سمی خورده:|...
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :