loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 186
پنجشنبه 7 خرداد 1399 زمان : 13:36

« كار خود »

خدا مي داند آن خلقي كه من آن را نمی‌دانم

همي دانم كه خلقي هستم و خود را نمی‌دانم

خدايا كار من چونس ، چرا كارم نمی‌دانم

سر كارم به دستم هست و آن كارم نمی‌دانم

همي دانم به كار خود،كه سرگردان و حيرانم

ولي از كار خود يارب ،چرا چيزي نمی‌دانم

خدايا من به كار خود ، پرستار و نگهبانم

كه كار از دست من باشد،بد و نيكش نمی‌دانم

خدايا رأي من اينـس ،تو را تابع به فرمانم

بُوَد فرمان تو پنهان، من آن پنهان نمی‌دانم

خدايا هرچه مي دانم ، زِ خود چيزي نمی‌دانم

زِ فكر خويش ماندم و فكر از خود نمی‌دانم

خدايا فكر من چونس ،چرا من آن نمي دانم

اگر فكر از منس، آنها چرا من خود نمي دانم

خدايا هرچه سنجيدم تو و خود را نمی‌دانم

خدايا چون شناسم تو،كه من خود را نمی‌دانم

تو را نـشناختم اول ، در آخر خود نمی‌دانم

از اول من كجا بودم ، چرا آخر نمی‌دانم

من از اول بُدم تابع ، خدايي را كه می‌دانم

به آن تابع بُدم اما چه مي باشد نمی‌دانم

من اين مطلب چنين دانم خدايي هست ومیدانم

به هست خود چو پي بردم چرا خود را نمی‌دانم

كه باشد خالقِ من ،كه من آن را نمی‌دانم

چرا از خلقت خود ، ديگر چيزي نمی‌دانم

من از عقلم بـپرسيدم ،به من گفت آن نمی‌دانم

حسن از من چه پرسي،من اين مطلب نمی‌دانم

٭٭٭

حسن مصطفایی دهنوی


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، مثنوی

دعا مجرب برای ثروتمند شدن حلال
برچسب ها auv+14 ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :