loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 176
يکشنبه 17 خرداد 1399 زمان : 0:36

« وادي حيرت »

خداوندا ، تويي داناتـر از من

فزونتـر كن ، تو خود دانايي من

من از دانايي خود هر چه جويم

بـجويم دشمنـس ، آن بر تو و من

مـرا در وادي حيرت ، نهادي

زِ حيرت ، سر برون نـتوان برم من

من اَر دانا زِ خود بودم چه مي شد

هماهنگ تو اَم ، دانا بُدم من

الها بار الها ! من كه باشم

كجا بودم ، كه اينجا آمدم من

خدايا ، در پي درمان دوا كن

زِ تو درمان شود ،هر دردي از من

مرا در خوشه چيني ره نموديم

چرا راهم ندادي ، سوي خرمن

غلط كردم كه گفتم : دورم از تو

تحول در بدن ، از كيست در من

درو كردم ، ولي حاصل ندارم

چه مي شد گر مرا مي بود خرمن

خداوندا ، من آن ديوانه هستم

من ِ ديوانه را مگذار بر من

حسن ، آخر چرا وارونه گفتي

نـباشد شعـر و بحثـت قابل من

٭٭٭

حسن مصطفایی دهنوی


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، غزل

کشف «سود» در حراج بزرگ
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :