loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 132
دوشنبه 26 مرداد 1399 زمان : 3:36

صبحانه‌‌ی من
سیگار است
و نفسی
که می‌خورد به صورتم
تنفس مصنوعی سه‌کنج دیوار است!

صبحانه‌ات
باقی عشق‌بازی دیشب‌تان
و هرم جان‌بخش به فضاست تب‌تان
_
مسیر من می‌افتد به وعده‌گاه آخر
هر روز یعنی می‌شوم خاک بر سر
لب‌هام کبود شد از بس که
گفتم آخرین بار است!

مسیر خاطرخواه تو مسیر عشق است
داغ است، جوان است، اسیر عشق است
کبودی می‌ماند به‌روی لب‌تان
_
شب‌ها به‌جز خشت خام آغل
برای این اسب چه‌کسی در انتظار است؟

شب‌ها که نریان قبراقت
یورتمه می‌تازد به‌سمت آغل
و در اشتیاق تجدید دیدار است

کم شیهه کشید‌‌‌ای کره اسب‌ها
که این‌طرف هنوز اسبی ناکام است
کجاست وقار و کجاست ادب‌تان؟


برچسب‌ها: محسن سفیدگر

. مرا از عاشقی ترسانده بودند
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :