loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 101
سه شنبه 27 مرداد 1399 زمان : 1:36

۱_
غم‌هات پشت کوه را هم
می‌لرزانْد، چگونه ایستادی؟
آدمک بی‌دست و پا
برای شکیل‌تر شدن
چه‌قدر بها به عشق دادی
رویاتان با همدیگر بود
رویاتان تا به آخر بود
او رفت و عروس شد اما
تو ماندی و حسرت دامادی
سفت‌تر بغل بگیر خود را
سفت‌تر بچسب از گلوی خود
نمک بزن به آرزوی خود
که اینک شکل زخمی‌چرک
ورم کرده و گند می‌زند
به هرچیزی که سابقاً بود
«قبل‌تر از این‌هم مردن بود
بعدتر از این‌هم مردن است»
برنده‌ی جدال تن‌به‌تن است
کسی که ریشه‌ی دلش را
بخشکاند با استادی

___
۲_
صبحانه‌‌ی من
سیگار است
و نفسی
که می‌خورد به صورتم
تنفس مصنوعی سه‌کنج دیوار است!

صبحانه‌ات
باقی عشق‌بازی دیشب‌تان
و هرم جان‌بخش به فضاست تب‌تان

مسیر من می‌افتد به وعده‌گاه آخر
هر روز یعنی می‌شوم خاک بر سر
لب‌هام کبود شد از بس که
گفتم آخرین بار است!

مسیر خاطرخواه تو مسیر عشق است
داغ است، جوان است، اسیر عشق است
کبودی می‌ماند به‌روی لب‌تان

شب‌ها به‌جز خشت خام آغل
برای این اسب چه‌کسی در انتظار است؟

شب‌ها که نریان قبراقت
یورتمه می‌تازد به‌سمت آغل
و در اشتیاق تجدید دیدار است

کم شیهه کشید‌‌‌ای کره اسب‌ها
که این‌طرف هنوز اسبی ناکام است
کجاست وقار و کجاست ادب‌تان؟
___
۳_
آهای آش دهن‌سوز
و بانمک‌تر از دوز*
به هر شکل درخدمتم
مرا کاسه‌ی خودت
و نمکدان خودت کن

ای زن ِ دیگری که
یکی، دو فرزند داری
مرا بگو دایی‌شانم
مرا دایی_ناخوانده‌یِ
فرزندان خودت کن

توئی که سوره‌ی کوثری
و از نسب پیغمبری
اگر که هیچ دهن و دلی
ازبرت نکرد، باورت نکرد
مرا قرآن خودت کن

*دوز: {ت.ا}-نمک


برچسب‌ها: محسن سفیدگر

عشق ابریست که یک سایه آبی دارد
برچسب ها
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :