loading...

انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا)

انوشا با هدف همدلی و همزبانی و همکاری شاعران این سرزمین بنا شده است و فقط یک وبلاگ ادبی است

بازدید : 216
شنبه 9 خرداد 1399 زمان : 4:36

« علم يار »

علـم بلند یار ، بیامـد سراغ من

پُـر شد زِ علم آن ،سر و دست و دماغ من

دل زندگان وادی یارم ، خبر کنید

زآن علم زنده شد ، دل پُـر اشتیاق من

بویی که بر مشام من، از گلشنـش رسید

بشکفت غنچه گل ،دو هزاران به باغ من

آن بلبلان به باغـش اگر چهچه می‌زنند

آمد صدایشان بـرِ گوش و مذاق من

تا چشم من به روشنی نیست از چراغ آن

خاموش کی شود، به جهان این چراغ من

گر بویی از گلشن ،به مزارم رسد زِ باد

گل سر زند زِ قُبه و مزار و رواق من

از جور و ظلم خلق جهانش، دلم بسوخت

یاور نداشت، این دل پُـر درد و داغ من

گر چرخ روزگار ، تسلط به من نداد

خلقش ندید ضربه‌ی چوب و چماق من

رفتم من از جهان و غمم را کسی نخورد

کس گریه ای نکرد ، به روز فراق من

عمرم به آخـر آمـد و یارم نـیامدش

نـشنیدم از کسی که بگیرد سراغ من

دست حسن ، بر آن سر زُلفـش نمی‌رسد

هیهات از این نظاره و دست چلاق من

٭٭٭

حسن مصطفایی دهنوی


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اخلاقی ، عارفانه ، غزل

‌از جدال با کسی که قدردان محبت‌های تو نیست بپرهیز ؛ اینکه تصور کنی روزی می‌توانی او را متوجه اشتباهش
برچسب ها auv+14 ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :